فرهاد حسن‌زاده

Farhad Hasanzadeh

  • افزودن سایز متن
  • سایز پیش فرض متن
  • کاهش سایز متن

نقدی بر «آقارنگی و گربه ناقلا»

نامه الکترونیک چاپ PDF
مربیان و کتابداران کانون کسانی هستند که دست نویسنده را توی دست مخاطب می‌گذارند. آنها با ارتباط هایی که روزانه با بچه‌ها دارند و برنامه‌های قصه خوانی و نقد و نظر، خیلی خوب می‌توانند فکر و احساس بچه‌ها را به نویسنده‌های کودک و نوجوان منتقل کنند. تا به حال به طور شفاهی گزارش‌های بسیاری از این دوستان دور اما نزدیک شنیده‌ام. اما این یکی مکتوب است و نقدی است بر کتاب «آقارنگی و گربه‌ی ناقلا» که به قلم خانم زینت سادات فاطمی نوشته شده است.
نقد ایشان در پلاک 44 چاپ شده است.
 

با من حرف بزن

برای رستگاری

نامه الکترونیک چاپ PDF

امشب، کنار قایق کاغذی‌ام می‌خوابم

تا سفر دیگری آغاز کنم

امشب، خواب دریاهای دور را می‌نوشم

و به خزه‌ی گیسوان تو چنگ می‌زنم

شاید به چنگت آرم

آی... دختر خوابالود دریاهای دور

بیدار شو!

این جزیره، برای رستگاری

تو را کم دارد.

 

با من حرف بزن

شیر غیر یارانه‌ای در شهر شیرتوشیر

نامه الکترونیک چاپ PDF

این سه‌سوت را از بالای لوستر خانه‌ی قشنگمان می‌نویسیم. می‌دانید چرا؟ چون باز این دوست شما، یعنی نیم‌سوتِ سوت‌به‌سوت شده، دسته‌گل به آب داده. اصلاً و کلاً و جزئاً این موجود زنده اگر دسته‌گل به آب ندهد روزگارش سنبلی نمی‌شود.

حالا شما می‌فرمایید ما با این حیوان زبان‌نفهم چی‌کار کنیم؟ آره؟ با این حیوان وحشی فلان‌فلان‌شده چی کار کنیم، آخه!

صبح، خیر سرمان فرستادیمش بیرون تا از بقالی سر کوچه شیر بخرد. از همین شیرهای پاستوریزه‌ی کم چرب بدون گاز و افزودنی‌های مجاز. از همین شیرهای بی‌خاصیتی که قیمتش روزبه‌روز می‌رود بالا. حتی بهش تأکید فرمودیم تاریخ مصرفش را نگاه کند که حتماً مال امسال باشد. رفته و بعد از دو ساعت با یک تکه طناب از در آمده تو. البته نصف طنابش بیرون در بود و ما نمی‌دیدیم. فرمودیم: «چی شد این شیر؟»

ادامه مطلب...
 

رابطه‌ی سکه و سکته و سکسکه و اینا

نامه الکترونیک چاپ PDF

داشتیم از خوشحالی مثل پودر ماشین‌لباسشویی کف می‌فرمودیم که تلفن دوچرخه سوتید. تلفن ما فقط همین یک ملودی را بلد است: سوت سوت سوتک سوت سوت سوتک!

جسارتاً، گوشی را داشته باشید تا اول یک مقدمه عرض کنم خدمتتان. مقدمه این است که در تب‌وتاب بازار سکه، ما هم برای این‌که از قافله عقب نیفتیم، فکر کردیم مگر ما چلاق تشریف داریم که نرویم توی کار خرید سکه. چرا فقط سکه‌های 25 تومانی و 50 تومانی تو بساط ما پیدا شود؟ الان دیگر این‌جور سکه‌ها توی جیب گدایان و بینوایان هم پیدا نمی‌شود. البته اگر برداشت سیاسی نشود، داشتیم فکر می‌فرمودیم بالاخره سرنوشت این اختلاس 3‌هزار میلیاردتومانی چی شد؟ و این‌که اگر خدای ناکرده ما صاحب چند سکه‌ی ناقابل بشویم پایمان به ماجرای اختلاس باز می‌شود یا نه! بالاخره هرکس برای خودش اصولی دارد. گوشی را همین‌طور داشته باشید تا بقیه‌اش را عرض بفرماییم. بعدش چی کار کردیم؟ رفتیم طلافروشی و النگوها و گوشواره‌های عیال را فروختیم که سرمایه جور کنیم، وگرنه ما که از این پول‌های بادآورده نداریم. بعدش چی‌کار کردیم؟ نصفه‌شب رفتیم تو صف سکه. چه صفی؟ تقریباً اندازه‌ی استادیوم صدهزارنفری آزادی آدم پشت در بانک ایستاده و نشسته و خوابیده بود.

ادامه مطلب...
 

هستی در بوته‌ی نقد

نامه الکترونیک چاپ PDF

 

به گزارش خبرنگار مهر، جلسه نقد رمان «هستی» نوشته فرهاد حسن‌زاده ، یکشنبه 27 آذر با حضور محمدرضا گودرزی، فرزانه رحمانی و نویسنده اثر در فرهنگسرای انقلاب اسلامی برگزار شد.

 رحمانی در ابتدای این برنامه گفت: «هستی» یک رمان رئالیستی است و از عهده بازنمایی واقعیات برمی‌آید. شخصیت‌پردازی در این اثر بسیار مهم است و به نظرم نوعی تاریخ‌نگاری و جهان شخصیت‌هایش است. من عنوان هستی را که برای این رمان انتخاب شده، پسندیدم. نویسنده می‌توانست همان نامی را که پدر هستی او را با آن صدا می‌زند، برای رمان انتخاب کند، ولی همین تضاد نشانه رنج کشیدن است.

ادامه مطلب...
 

با من حرف بزن

خلو بر فراز عقرب‌های کشتی بمبک

نامه الکترونیک چاپ PDF

آنهایی که عقرب‌های کشتی بمبک را خوانده‌اند «خلو» را می‌شناسند. خلویی که راوی طناز و شوخ داستان خودش و دوستانش است. راوی ساده و بی پیرایه‌ای که نمی‌دانی باید به قصه‌اش بخندی یا گریه کنی.

راستش فکر می‌کردم وقتی سال 1388 این کتاب چاپ شد، پرونده‌اش هم بسته شد. اما امسال که سال نود باشد هم خلو برای کتابش خبرساز شد، هم کتاب برای خلو. اولین خبر برگزیده شدن و جایزه بردن کتاب در آبان ماه بود. در این ماه بود که اعلام شد عقرب‌های کشتی بمبک کتاب تقدیری سال شده است. حالا خلو نمی‌دانست با کله برود جایزه بگیرد یا مثل بچه‌ی آدم با جفت پاهایش. نمی‌دانست باید کراوات بزند و کت بپوشد یا همین‌جوری با زیرشلواری هم می‌تواند برود.

دومین خبر از روزنامه اعتماد بیرون آمد، البته قبل از تعطیل شدنش. در آخرین پنجشنبه‌ای که اعتماد منتشر شد «عقرب‌های کشتی بمبک» مقام دوم را کسب کرد. این روزنامه از نویسندگان و منتقدان کتاب کودک و نوجوان خواسته بود که بهترین رمان دهه‌ی هشتاد را از نگاه خود معرفی کنند و در این میان کتاب «لالایی برای دختر مرده» نوشتة حمیدرضا شاه‌آبادی بالاترین امتیاز را گرفت و «عقرب‌های کشتی بمبک» دوم؛ و «هستی» هم سوم شده بود. هر چند این نظرسنجی دقیق نبود و برای خودش ایرادهایی داشت ولی دل خلو گرم شد که نه بابا...

خبر سوم هم به چاپ دوم رسیدن این کتاب بود. چاپ دوم این کتاب در شمارگان 3000 نسخه و با قیمت 5000 تومان توسط نشر افق انجام شده است. البته نیمچه خبر دیگری هم هست که هرچند هنوز به سرانجام نرسیده ولی خلو گیر داده که بگو بگو! باشد می‌گویم: چاپ سوم این کتاب هم به زودی منتشر می‌شود و اینجا دیگر نوبت خواننده‌هاست که درباره‌ی این رمان قضاوت کنند.

نگاهی بیندازید به صفحه‌ی ویژه‌ی این کتاب

 

با من حرف بزن

نانوتکنولوژی در سه سوت

نامه الکترونیک چاپ PDF

مخ‌تان را بیاورید جلو، می‌خواهیم توی مخ‌تان سوت بزنیم.

همین‌طور که این نیم‌سوت سوت به سوت شده مخ‌مان را سوتاند.(ویراستار محترم به این فعل کاری نداشته باشید!) به جان شما نباشد، به جان گربة سردبیر دوچرخه، ما نمی‌دانیم نیم‌سوت این فکرهای خلاق را از کجا می‌آورد. من که واقعاً از فکرهای جانانة او برق از گوش‌هام پریده. او یک پدیده است. به قول شاعر مادرمرده:

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

آن‌چه نیم سوت داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

برو ای خیره‌سر کج‌فهم خانه‌خراب

آنچه خود داری ز بیگانه تمنا منما

ببخشید که شعرش کمی زاقارت است. به هر حال من اگر جای بیگانگان بودم نیم‌سوت را شبانه از توی رختخوابش می‌دزدیدم و با مغز بی‌نظیرش شکلات مغزدار درست می‌کردم.

ادامه مطلب...
 

از این هفته تا او نفته

نامه الکترونیک چاپ PDF

داشتیم ناحیة مرکزی کلة مبارکمان را می‌خاراندیم و فکر می‌فرمودیم که برای سه‌سوت چی بنویسیم که تلفن سوت کشید (تعجب نفرمایید. تلفن واحد سه‌سوت فقط سوت می‌کشد. چیزی تو مایه‌های سوت زودپز)

 گوشی را برداشتیم و شنیدیم از آن طرف خط یکی با صدای کودکانه‌ای گفت: «شما آقای سه‌سوت هستید؟»

فرمودیم: «بله، درست زدی توی هدف. البته تو مخ هدف.»

گفت: «ببخشید. این راسته که می‌گن یک روز به تعطیلی مدرسه‌ها اضافه شده؟»

ادامه مطلب...
 


صفحه 1 از 5