دوشنبه می 02 , 2016

 

سوار شو!

این قطار همان است که باید می‌بود

همان که بایست تو را به من می‌رساند

از پس سا‌ل‌ها تاخیر و... تردید و... ترمز

همان که ویرگولی چرخ‌هایش را به تردید واداشت

سوار شو!

تو همانی که باید می‌بودی

نوشداروی شیرین سال‌های تلخ و تردید و تاخیر

حالا مثل همیشه

آغوش ایستگاه باز است

و می‌دانم که می‌دانی

جمله‌های عاشقانه‌ ویرگول ندارند

و شعرهای ما بی‌نقطه تمام می‌شوند

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گروه سنی

language

Teleg farhadhas

گشتن

دیدارها

امروز : 410
دیروز :888
هفته :410
ماه :1298
مجموع :150940

افراد آنلاین :

7
Online

دوشنبه, 13 ارديبهشت 1395 10:21